شهمردان بن أبى الخير رازى

139

روضة المنجمين ( فارسى )

آنگه كى آفتاب از آن ثقبه كى بر سوى اجزاء ارتفاع بوذ در آيذ و بدين ثقبه ديگر بيرون شوذ . پس بنگر تا مرى بر چند جز ( ء ) افتاذه است ارتفاع چندان بوذ . و اگر از ستاره ( ء ) ثابته خواهى گرفتن آن ستاره را طلب كن كى نامش بر روى اسطرلاب نبشته است و يك چشم بر هم نه و به چشم ديگر از ثقبهء زيرين همىنگر تا از ثقبهء زبر كى مرى او بر اجزاء ارتفاع بوذ آن ستاره [ را ] بينى پس بنگر تا مرى بر چند جز ( ء ) افتاذه است آن ارتفاع بوذ . و اگر بروز شعاع آفتاب پيذا نبوذ از جهت ابر ، همچنين كى كوكب را ارتفاع گيرى بثقبهء دفتين بنگر تا قرصهء آفتاب ببينى . فصل : بدانك از بامداذ تا نماز پيشين « 1 » ارتفاعى همىفزايد و چون زوال گيرذ از خطّ نيم روز ، چنانك فزونى گرفت نقصان بپذيرذ تا بدانجايگاه باز [ ر ] سذ به مغرب كى از مشرق برآمذه بوذ . پس ارتفاع شرقى و غربى چنان شايذ دانستن ، كى چون ارتفاع گرفته باشى اندك مايه توقّف كنى آنگاه ديگر باره ارتفاع بگيرى اگر دوّم بار افزون باشذ مشرقى است و اگر كمتر بوذ مغربى . باب چهارم : ارتفاع با طالع كردن ( 123 ) بروز ، ارتفاع آفتاب كى گرفته باشى در مقنطرات طلب كن اگر مشرقى بوذ از سوى مشرق ، و اگر غربى بوذ از سوى مغرب ، و در تقويم نگه كن تا آن روز آفتاب بكذام برج است و چند درجه ، آن برج كى شمس اندر و مقوّم بوذ بيار بذان درجه و بر مقنطر [ هء ] ارتفاع نه كى يافته باشى و بنگر تا بر افق [ مشرق ] چه افتاذه باشذ آن برج طالع بوذ و بذان درجه كى بر افق بوذ . بشب ارتفاع آن ستاره چنانك گفتيم در مقنطرهء شرقى يا غربى برحسب ارتفاع طلب كن و مرى آن ستاره برو نه و بنگر تا افق مشرق چه برآيذ آن درجهء طالع بوذ همچنانك از بهر آفتاب گفتيم .

--> ( 1 ) . نسخه اساس « از نماز بامداد » نسخه ملك و تهرانى « از بامداد تا نيم روز » نسخه توبينگن و مجلس « از بامداد تا نماز پيشين » .